
| نخستین آگاهینامه دادرسی جهانیان بدست شاهنشاه کوروش بزرگ (در سده یکم مادی)، بنیانگذاردومین خاندان شاهنشاهی ایران، امپراتوری ِ هخامنشی. اين آیین نامه آزادی و نيک انديشي، بهترین گواهی اندیشه و مکتب ایرانیسم میباشد. |
| مشهورترين بخش منشور كورش هخامنشيمنم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشهي جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ … نوهي كورش، شاه بزرگ … نبيرهي چيش پيش، شاه بزرگ… . آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همهي مردم گامهاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم، مردوك خداي بزرگ دلهاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد… زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم. ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. وضع داخلي بابل و جايگاههاي مقدسش قلب مرا تكان داد… من براي صلح كوشيدم. من بردهبرداري را برانداختم، به بدبختيهاي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم كه همهي مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند. مردوك خداي بزرگ از كردار من خشنود شد… او بركت و مهربانياش را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم… من همهي شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاههايي را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جاهاي خود بازگرداندم. همهي مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاههاي خود برگرداندم و خانههاي ويران آنان را آباد كردم. همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خداي بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودي مردوك خداي بزرگ و به شادي و خرمي به نيايشگاههاي خودشان بازگراندم، باشد كه دلها شاد گردد. بشود كه خداياني كه آنان را به جايگاههاي مقدس نخستينشان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم زندگاني بلند خواستار باشند… من براي همهي مردم جامعهاي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم. |
| مکتب اسلامی به ما میآموزد | مکتب ایرانیسم به ما میآموزد |
| خليفه سالاری | مردمسالاری |
| بردگی و کنیزی و بندگی | آزادگی و آزادی |
| دروغ گویی (تقیه) | راست گويی |
| نابرابری دینی و نژادی | یکسانی دینی و نژادی |
| نابرابری زن و مرد | برابری و یکسانی زن و مرد |
| کتک زدن زنان | سپاسگذار بودن از زنان |
| گریستن و روضه خواني غم و ناله | لبخند شادی و خوشحالی |
| تازی پرستی و بیگانه پرستی | خداپرستی |
| روسپیگری اسلامی (صیغه) | شرافت |
| دست و پا بریدن چشم درآوردن و سنگسار | درمان بيماران |
| سينه زني؛ قمه زني برای بيگانه گان | میهن پرستی |
| شکنجه و سربريدن نامسلمانان | احترام به ديگر مذاهب |
| غنيمت گيری | فروتنی سخاوت و گشاده دستی |
| انتقام سنگدلی و بیگذشتی | از خود گذشتگی مهر و عشق |
| قتل و کشتار | احترام به زندگی |
| قارت و چپاول و جزيه ( باج گيری) | امانت |
| کشتن حيوانات برای مراسم مذهبی | احترام به طبيعت و حيوانات |
| نیرگ و دغلکاری | راستی و درستی |
| زيارت رفتن؛ نذر کردن؛ سفره انداختن | خرد گرايی |
| قوانین نزدیکی با عمه و خاله | احترام به نزديگان |
| نزدیکی با دختران خردسال | دادگستری |
| قوانین نزدیکی با حیوانات | احترام به طبيعت و حيوانات |
| واپسگرایی | نو گرايی |
| دورويی سنگدلی و حيله گری | دوستی و نیکوکاری و مهربانی |
| یاوه گویی خرافه پرستی و استخاره | پارسایی و وفاداری |
خوانندگان گرامی توجه داشته باشند که اين واژه ها با سنجش قرآن و کتابهای اسلامی
با کتاب مقدس ايرانيان باستان، اوستا و مينوی خرد، در اينجا گردآوری شده.
